مرتضى مطهرى

160

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ساجِدينَ « 1 » دم مىزند ، كه ما در اين موجود چيزى قرار داديم : وَ عَلَّمَ ادَمَ الْاسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ انْبِؤنى بِأَسْماءِ هؤُلاءِ انْ كُنْتُمْ صادِقينَ « 2 » ، بعد به ملائكه گفتيم فَقَعوا لَهُ ساجِدينَ ما يك مقامى از اين موجود نشان داديم كه به فرشتگان گفتيم در پيشگاه او خضوع كنيد . پس شرط دوم قدرت اجرايى است . اين قدرت اجرايى جز در دست پيغمبران در دست كس ديگرى نيست . پس علت اينكه اسلام توانست آزادىبخش به معنى واقعى باشد - كه البته اگر بخواهيم باز راجع به جنبهء تاريخى قضيه بحث بكنيم بايد فصلهاى تاريخى در اين زمينه بحث بكنيم ولى كم و بيش مثالهايى ذكر كرديم ، خودتان هم توجه داريد ، فقط مىخواهم فلسفه‌اش را عرض بكنم - اين است كه در اين نهضت ، هم صداقت وجود داشت و هم قدرت اجرايى ؛ و به موجب اينها بود كه چنين قدرتى پيدا شد . اين شب عزيز را ما به چه مناسبت جشن مىگيريم ؟ اين چه عيدى است ؟ به معنى واقعى عيد اعلام آزادى بشر است . ديشب عرض كردم « قولوا لا الهَ الَّا اللَّهُ تُفلِحوا » جملهء اولش نفى و عصيان و تمرد و سرفرود نياوردن و آزادى است ، جملهء دومش بندگى است . جملهء اولش سلب و نفى و فصل است ، فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطّاغوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى « 3 » ، ولى فصل و و صلى ، سلب و ايجابى ، نفى و اثباتى ، آزادى و بندگيى ، عصيان و تسليمى كه توأم با يكديگر است ؛ يعنى اين عصيان بدون آن تسليم ميسر نيست و آن تسليم هم بدون اين عصيان حقيقت پيدا نمىكند . اين ، نفيى است كه پايگاه و نقطهء اتكائش آن اثبات است ، و آن اثباتى است كه شرطش عبور از اين نفى است : قولوا لا الهَ الَّا اللَّهُ تُفْلِحوا .

--> ( 1 ) . ص / 72 . ( 2 ) . بقره / 31 . ( 3 ) . بقره / 256 .